۶ حرفی که نباید به مجردها در باره بچه ها گفت

۶ حرفی که نباید به مجردها در باره بچه ها گفت

بیشتر افرادی که می خواهیم زندگی بدون فرزند داشته باشیم قراری نداریم که از بچه ها متنفر باشیم. یادمان نمی رود خودمان یک زمانی بچه بودیم در ضمن چون نمی خواهیم بچه دار شویم آدم های پوچ و بی هدفی در زندگی نیستیم.
با این وجود، گاهگاهی غیظ مان می گیرد از چیزهایی که مردم به سلیقه و شیوه زندگی ما نسبت می دهند. این هم لیست ۶ حرف عجیب که مردم رو در روی مان گوشزد می کنند:

۱ – من هم فکر نمی کردم دلم بچه بخواهد ولی بعد عقلم اومد سر جایش

شکل های دیگر همین ادعا را مدام می شنویم مثلا می گویند: «یک ذره مسن که بشید نظرتون عوض میشه» یا « احساست عوض میشه وقتی پخته تر بشی» و حتی گفته می شود که « این هم خودش یه دوره است که می گذرد.».

دوستان ما به این دلیل فکر می کنند تغییر عقیده خواهیم داد چون تصمیم نسنجیده ایی را مرتکب شدیم یا شاید به اندازه کافی با هوش نیستیم. در صورتی که خیلی از ما با دقت و وسواس زیاد همهِ حوانبِ  بدون فرزند بودن را بررسی کرده ایم. دوستان ما یادشان می رود که علامت بالغ شدن « خوداگاهی» است و این محدود به دشتن یا نخواستن بچه نیست.

۲- معلومه خیلی از بچه بدت میاد

نه. نه اصلا و ابدا. هر بار که به یکی از نزدیکان این احساسم را که نمی خواهم یک بچه به طور دائم برای حداقل ۱۸ سال در خانه من زندگی کند ابراز می کنم بلافاصه می شنوم که : « می دونم که از بچه ها نفرت داری ولی میشه برادرزاده ام امروز با ما بپلکه؟»

۳- تو خیلی خودخواه تشریف داری

خیلی دلم می خواهد در مقابل این تهمت و ناسزای که مثل نقل و نبات از دهن والدین بیرون می آید در جواب شون بگم که چرا وقتی نمی خواهم حدود ۲۴۰ هزار دلار ( متوسط هزینه بزرگ کردن بچه در امریکا)  به یک انسان دیگر در طول ۱۸ سال بدهم به من می گویید خودخواه؟ وقتی نمی خواهم زندگی ام رو صرف مواظبت و مراقبت از یک غریبه که وارد زندگی ام شده و آخرش هم ماشینم رو باید بدهم به من می گویید خودخواه؟! راستش اینطوری اگر بنویسم حق با شما است ولی…

شما هم خودخواه هستید. درست است که افسانه پدر و مادر بودن یعنی از خودگذشتگی و عشق بی چون و چرا و … ولی در ماهیت امر می خواهید یک کپی از خودتان بسازید که مثل شما اخلاق و مذهب داشته باشد و آرزوهای انجام نیافته را برای تان برآورده کنند و ..

ما شاید از خود گذشته به تعبیر مرسوم نباشیم ولی همینکه تبدیل به یک پدر یا مادر مسئله دار که بچه های  ناراحت تحویل جامعه می دهند و خودشان هم یک عالم مشکل روحی و روانی و احساس شکست و تلخی … پیدا می کند هم نگردیم. انگیزه شما والدین هم بر اساس نیازها و علائق شخصی تان است و بنابراین خودخواهانه و  حتی غلط…

۴ – یک روزی بدون اینکه متوجه بشی می بینی صاحب بچه شدی

این جمله جادویی که یک حسِ گزنده توهین آمیزدر خودش دارد در ذات خود معنی اش این است که: « همه حساب و کتاب هایی که چیدی یکباره فرو می ریزد و به طور معجزه آسایی می بینی بچه دار شدی!» گاهی آرزو می کنم سرم با مشروب یک ذره گرم باشه و هر چی از دهنم در می آید به آنها بگویم. انگار که نمی دونند بچه ها اصلاً چطوری ساخته می شوند.

۵ – پس یعنی هدفی توی زندگی ات نداری؟

اصلاً این ایده که آدم هایی که نمی خواهند بچه دار شوند انگیزه و هدفی نخواهند داشت به خودی خود ناراحت کننده است. اگر همه دلیل زندگی آدم ها فقط تکرار نسل خودشون باشه پس انسانیت چیست؟ که چی؟ ما بچه بیاوریم که آنها بچه بیاورند و خوب آخرش چی؟ یعنی هیچ ارزش و نیروی دیگری در زندگی انسانها دخیل نیست؟ من که نمی خواهم در این دنیای بسته و بی سرانجام  زندگی کنم.

از طرف دیگر با اینکه ناراحت می شوم از اینکه چقدر مقیاس های آدم ها تنگ نظرانه است و زیاد در باره کاری که می کنند عمیقاً فکر نمی کنند و همه همت و انرژی شان را در کفه یک ترازو می گذارند و به نوعی ارزش و سهم خودشان از زندگی را  محدود می بینند. از سوی دیگر از اینکه می توانم تجسم کنم انواع بودن ها، انواع هویت ها و انگیزه های زندگی می شود که وجود داشته باشدا، احساس آرامش می کنم که مثل آنها نیستم.
۶ – پس چه کسی از تو مراقبت خواهد کرد وقتی پیر شدی؟
خودم. خودِ خودم. ولی واقعاً از چه موقعی این قرارداد تعهد توسط بچه ها به رسمیت شناخته شده؟ وقتی که به صراحت می شود این واقعیت را دید که توی همین امریکا، بچه ها رغبت نمی کنند هر چند سال یکبار به خانه سالمندانی که ما زندگی می کنیم سر بزنند؟ نمی خواهم بگویم که همه اینطور هستند. بدون شک بعضی ها فرزندان مسئولی خواهند داشت که دستشان به دهن شان می رسد و میل دارند که مواظب والدین سالخورده شان باشند ولی خیلی ها هم نه توانش را دارند و نه انگیزه اش را ….
تکیه کردن به فرزندان به عنوان بیمه ایی تضمین شده برای دوران پیری در این دوره و زمانه یک قمار بزرگ است. من مطمئن هستم که این نوع سئوالات وقتی که به سن یائسگی برسم کمتر می شود. من در ضمن مطمئن هستم که آدم پر از انرژی و هدف و انگیزه باقی خواهم ماند. من به آنها که پدرو مادر می شوند احترام می گذارم و می دانم که عمه یا خاله خوبی برای بچه های شان خواهم بود. من بچه نمی خواهم و خودخواه هم نیستم و هیچ عیبی هم ندارد که اینطوری باشم.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *