اگر این کارها را الان نکنید ۱۰ سال بعد احساس تاسف خواهید داشت

اگر این کارها را الان نکنید ۱۰ سال بعد احساس تاسف خواهید داشت

وقتیکه در حال نزدیک شدن به قله این صعود آشفته در زندگی تان هستید, با شور و شوق وحشیانه ای قله را فتح می کنید یا اینکه با دردی از حسرت و پشیمانی زانو می زنید؟ شما از بین طوفان های زندگی عبور کردید, از میان دشت های سر سبز عبور کردید و از دوستانتان کمک گرفتید, و حالا دیگر همه چیز تمام شده است. تمام زندگی تان به این لحظه ختم شده است و تنها یک چیز حتمی است: این صعود را نهایتا همه ما باید به تنهایی انجام بدهیم.

وقتیکه زندگی تان را مرور می کنید با خودتان چه فکری می کنید؟ شاید با پرسش های دشواری مثل این روبرو بشوید: آیا به اندازه کافی تلاش کردم, عشق ورزیدم, شاد بودم؟

شاید این سوال را از خودتان نکنید, و فکر کردن به این سوالات را به فردا موکول کنید, اما بخاطر داشته باشید—شاید دیگر فردایی وجود نداشته باشد!

بنابراین اینجا کارهایی است که همین امروز می توانید آنها را انجام بدهید. برای شادی فردایتان این بیمه نامه را مرور کنید.

۱- سلامتی تان را در اولویت اول قرار بدهید
نقل قول قدیمی است که اینطور می گوید: “اگر سلامتی نداشته باشید هیچ چیزی ندارید,” و این واقعا حقیقت دارد. بدن شما مسکن روحتان است. ورزش کنید, خوب غذا بخورید و کاملا استراحت کنید. از بدن تان مراقبت کنید تا فرصت یک زندگی طولانی و غنی را داشته باشید.

۲- برای انجام دادن کارهایی که دوست دارید زمان صرف کنید
شاید کلیشه ای بنظر برسد, اما کمتر کار کنید و بیشتر تفریح کنید. هرگز رفتن به تعطیلات, درگیر شدن به یک سرگرمی جدید یا صرف وقت با کسانی که شما را شاد می کنند رد نکنید. با اینکار دیگر بخاطر نرفتن به کلاس هنر, نخواندن کتاب یا نرسیدن به لیست چیزهایی که می خواهید پشیمان نمی شوید. با زندگی شریک بشوید.

۳- زندگی را جدی نگیرید
چرا زندگی را اینقدر جدی می گیرید؟ واقعا چرا؟ در اتفاقات روزمره بدنبال نقاط جالبشان باشید, و لبخند بزنید و لذت ببرید!

۴- همیشه هر چیزی که فکر می کنید نیاز است را بگویید
اگر کسی را دوست دارید به او بگویید. اگر کسی به شما صدمه رساند, به او بگویید. اگر بیان احساساتتان برای تان سخت است, نامه بنویسید. اطمینان حاصل کنید اطرافیانتان خوب می دانند همیشه چه احساسی دارید.

۵- ذهن تان را بروی ممکن ها باز کنید
اگر در انباری سایه سیاهی را ببینید که شبیه مار بنظر می رسد, واکنش تان ممکن است یکه خوردن همراه با ترس باشد, اما وقتیکه نزدیک تر می شوید متوجه می شوید که شلنگ سبز بوده است, شاید بخاطر این باوری که داشتید احساس حماقت بکنید. اجازه ندهید این قبیل پیش بینی ها شما را کنترل کنند.

دیدگاهتان را عوض کنید و چشم تان را به روی یک دنیای هیجان انگیز جدید همراه با احتمالات فراوان باز کنید. با زندگی با نگاهی تازه روبرو بشوید و در آینده متوجه می شوید که روابط تان دارد بهتر می شود, هیجان بیشتر, خشم, عصبانیت و تند خویی کمتری دارید.

۶- راه خودتان را بروید—آنطور زندگی کنید که فکر می کنید درست است
از مقایسه کردن خودتان با دیگران و از تلاش برای رسیدن به کمال دست بردارید. زندگی لباس مبدل نیست—ماسک تان را بردارید, خودتان باشید! اگر دیگران اینکار را دوست نداشتند, شاید دیگر وقتش رسیده است که گروهی جدیدی از دوستان را پیدا کنید. بودن و یا کار کردن به شیوه دیگران, تنها احساس تنهایی, افسردگی و غم را برایتان به یادگار خواهد گذاشت. از زندگی کردن بر اساس انتظارات دیگران دست بردارید.

۷- در گذشته زندگی نکنید
همین حالا باید تاسف خوردن نسبت به گذشته را دور بیاندازید. گذشته رفته است, هیچ نقطه مثبتی در مورد افسوس خوردن برای گذشته وجود ندارد, انجام دادن این کار تنها شادی تان را از شما می گیرد.

از گذشته به غیر از یک خاطره دیگر چیزی وجود ندارد, این یک داستان ذهنی است و دیگر نمی شود تغییر بکند. چرا داستان زندگی تان را طوری مرور نمی کنید که باعث بهبود زمان حال و گذشته تان بشود.

۸- چیزهایی را که نمی توانید تغییر بدهید بپذیرید
“اگر مشکلات درست شدنی است, اگر موقعیت طوری است که می توانید کاری در موردش انجام بدهید, پس هیچ نیازی به نگرانی نیست. اگر مشکلات درست شدنی نیست, پس نگرانی هم هیچ کمکی نمی کند.” — دالای لاما

وقتیکه با واقعیت ها مبارزه می کنید, بخاطر چراها و عدم پذیرش ها در این نبرد زخمی می شوید. چه واقعیت این باشد که باید با شخص دیگری ازدواج کنید, پس کاری که لازم است بکنید, و یا واقعیت این باشد که باید با یک بیماری دست و پنجه نرم می کنید. قبول کنید که نمی توانید این وضعیت را تغییر بدهید. این نگرانی ها فقط خوشی حال حاضرتان را از شما می گیرد.

تنها کاری که الان از دست تان بر می آید این است که زندگی حال حاضرتان را کاملا وارسی کنید و اقداماتی که در جهت ایجاد تغییرات مثبت لازم است را انجام بدهید. غریزه تان را دنبال کنید, وقتیکه تغییر جهت لازم باشد غرایزتان به شما خواهند گفت که کجا باید بروید, حالا فرق نمی کند که کار باشد و یا روابط تان. به قطب نمای درونی تان متصل بشوید تا شما را به مسیر صحیح هدایت کند.

“چه می شود اگر”, “باید ها” و “چرا من” را از این داستان دور بیاندازید. و به سمت جلو حرکت کنید.

۹- آگاهانه زندگی کردن را تمرین کنید
آگاهانه زندگی کردن در واقع سرعت زمان را کاهش می دهد; زمان حال را افزایش می دهد و روزهای زندگی مان را پر از ترس ها و خوشی ها می کند.

۱۰ سال بعد از این ممکن است فکر کنید, زندگی ام دارد به کجا می رود؟ وقتیکه آگاهانه زندگی می کنیم خودمان را غرق در لحظه حال می کنیم. این لحظه حال است که زندگی مان را شکل می دهد. اگر آگاهانه زندگی نکنید ریسک از دست دادن این لحظات ارزشمند را در مقابل یک رشته افکار مه آلود بالا برده اید. در فضای بین رویدادهای مهم زندگی تان آرام بگیرید, این فضا واقعا فضای زندگی شماست.

“ زندگی آگاهانه یعنی توجه به روش های های خاص; اهداف, به زمان حال, و پیش بینی نکردن آینده.” — Jon Kabat-Zinn

۱۰- تعقیب کردن پول, شهرت, مال و اموال را متوقف کنید
ما مدام طلب ثروت, اعتبار, شهرت و محبوبیت می کنیم, ما مدام طلب چیزهای مادی و انسان های زیبای دیگر را می کنیم. ما فکر می کنیم که شادی موقعی بدست می آید که به این اهداف برسیم. بجای اینکه از زندگی مان لذت ببریم, ما مدام در حال جستجوی چیزهایی خارج از جایی که هستیم می باشیم.

در پایان زندگی تان, ماشین بی ام و گران قیمت تان چیزی نیست که در گذشته تان بخواهید به آن رجوع کنید. باحتمال زیاد با خاطره سگ وفادارتان بیشتر شاد می شوید. تعقیب کردن مسائل دنیوی را متوقف کنید, هیچ شادی حقیقی در این چیزها وجود ندارد, تنها جستجویی بی پایان است.

۱۱- همیشه سپاسگزاری را تمرین کنید
“سپاسگزاری درهای وفور نعمت را بروی زندگی تان باز می کند. بنظر مان می رسد همین چیزهایی که داریم کافی باشد, و یا حتی بیش از نیازمان. انکار را به پذیرش تبدیل می کند, هرج و مرج را به انضباط, سردرگمی را بوضوح و شفافیت. می تواند وعده غذایی را به یک جشن با شکوه تبدیل کند, محل زندگی را به محیط گرم خانه, یک غریبه را به یک دوست تبدیل کند.” — Melody Beattie

سپاسگزاری سلامتی, شادی, معنویت, ارتباط, روابط, ارزش شخصی را بهبود می دهد و براحتی به زندگی معنی و مفهوم می بخشد.

حتی اگر زندگی تان عالی هم نباشد—یک راز وجود دارد—همه همواره چیزهای زیادی را برای سپاسگزاری در زندگی شان دارند. پس همه روزه بخاطر داشته باشید که زمان کافی برای لبخند, و شکر گزاری برای تمام چیزهای کوچک و بزرگ زندگی تان اختصاص بدهید.

۱۲- عشق
این نقل قولی از Martha Beck است که تاثیر عمیقی بروی زندگی من گذاشته است. تاسف را به زیبایی بیان کرده است:

“پس درس نهایی تاسف, که کمک می کند به سمت آینده ای غنی و رضایت بخش هدایت بشوید, این است: هر زمان که زندگی سر راهتان چهار راهی قرار می دهد, از کم به خیلی زیاد, به سمت آن چیزی بروید که واقعا علاقه دارید, از ترس دوری نکنید. به هر انتخاب تان در این چارچوب نگاه کنید “چه چیزی به من لذت و هیجان می دهد؟” بجای اینکه “چه چیزی مرا از شکست—اتفاقات, افراد, و چیزهایی که می ترسم حفظ خواهد کرد—ساحل امن؟”

به تمام ظرفیت های شور و علاقه تان در زندگی توجه کنید و با اینکار حس رو به رشد اینکه با چه زیبایی هایی احاطه شده اید را بدست خواهید آورد.

پس اجازه بدهید خلاصه بکنم: زندگی بدون پشیمانی
مراقب سلامتی خودتان باشید
زمان کافی برای انجام کارهایی که دوست دارید, کار کمتر, و خنده و تفریح بیشتر اختصاص بدهید
هر آنچه که فکر می کنید باید بگویید را بگویید
آگاهانه زندگی کردن را تمرین کنید
دیدگاهتان را تغییر بدهید
به گذشته اجازه بدهید تا برود
چیزهایی که تغییر دادنش در توان تان نیست را بپذیرید
فکر نکنید که شادی رویدادی در آینده است
از تعقیب کردن پول و ثروت مادی دست بردارید
اصیل زندگی کنید
ماسک تان را بردارید
غریزه تان را دنبال کنید
سپاسگزاری را تمرین کنید
تصمیمات تان را بر اساس ترس نگیرید
شور و اشتیاق, علاقه, و عشق!
هیچ تضمینی در آینده وجود ندارد که تصمیمات بد و یا اشتباه نگیرید, اما وقتی می خواهید روزتان را شروع موارد بالا را در ذهنتان نگه دارید, روزتان طبیعتا معنی دار تر می شود. پر از ماجراجویی: ماجراجویی هایی که شاید کامل نباشند, اما دست کم هیچ تاسفی دیگر برایشان در آینده نخواهید داشت.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

6 نظر

  1. ironmaiden

    دوست عزیز شما دنبال پول نرو و یه مدت شبا گشنه بخواب بعدش میخوام ببینم که بازم میتونی در باره مال و اموال همین نظرارو بدی؟

    پاسخ
  2. هادی

    چرا بعد یه مدتی همین حالاشم و قتی منه احمق بعد از ۱۳ سال ازدواج با داشتن یه بچه ده ساله و خانم شاغل با اینکه یکی از ۱۰ گرافیست برتر استان خودم هستم تعطیلی ندارم و این موقع شب که همه دارن استراحت میکنند نشستم پشت سیستم دارم کار میکنم، مثل اینه که توکوچه خوابیدم. قربون دم و دستگاه مدیریت کشورمون برم که دلمون خوشه کبوتر حرمیم. من و زنم که از روزی دخترم بدنیا اومد دیابت عصبی داره و ازشش ونیم صبح تا۵ عصر بدون صبحانه و ناهار کار میکنه .در اصل خدمتتون عرض کنم مثل بیشتر ایرانیهای دیگه بدون بلانصبت ((((مثل خرکار میکنیم، مثل سگ زندگی که نه تلاش میکنیم زنده بمونیم.))))))ازینکه تا حالا زنده ایم واسه اینه که وسعمون نمیرسه یک متر توبیابون زمین بخریم توش چالمون کنن. التماس دعا(اللهم عجل لولیک الفرج)

    پاسخ
  3. یاشار

    چرا مثل چاله میدونی ها کامنت میذارید ؟! اتفاقا مطلب بسیار مفیدی بود و کاملا واقعی . ضمنا مشکلات همه جا هست و خارج و ایران نداره اتفاقا زندگی در غرب از نظر مادیات بسیار مشکلتره . بعضیها الکی فقط خودزنی رو یاد گرفتند . با سپاس از نگارنده

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *