آیا شغل رویاهایتان همانیست که می خواهید؟

آیا شغل رویاهایتان همانیست که می خواهید؟

با نگاهی گذرا که در دفتر خاطراتم داشتم به یادم آوردم که دلم می خواست نویسنده سخنرانی های سیاسی، رمان نویس، شاعر، یک مادر و البته یک میلیونر شوم. ولی مهم نبود که دقیقا چه زمینه را برای فعالیت انتخاب کنم فقط دلم می خواست آنقدر پول در بیاورم که ندانم چطور خرجش کنم.

در زمان کالج، کمی واقع بین تر شده بودم. به عنوان یک استاد در زمینه زبان انگلیسی و بعدها به عنوان یک دانشجوی رشته “خلاقیت در نویسندگی” می دانستم که شهرت و ثروت اینطور بدست نمی آیند اما همیشه فرض می کردم که بالاخره زندگی ایده آلم را پیدا خواهم کرد: تمام مدت نوشتن و نوشتن مرا برای بقیه زندگی ام سرگرم خواهد کند و نویسندگی چیزهایی دیگر ( پول، سبک زندگی، وظایف مادرانه) را تحت شعاع قرار میدهد.

حالا که نزدیک به ۳۰ سال سن دارم و صاحب یک فرزند پسر هستم، متوجه شده ام که تصور من درباره شغل رویاها یم تصور غلط بوده است.

حالا می دانم که شغل رویاها در حقیقت چون یک رویای زودگذر، کوتاه مدت و همواره درحال تغییر است. آن چیزی که در سن ۲۴ سالگی برای من رویایی بود ( آموزش خلاقیت نویسندگی به دانش آموزان کالج در حالیکه اثر خودم را به چاپ رسانیدم ) بعدها تقریبا غیر قابل تحمل شده بود ( زندگی در شهر محل کارم که هزاران مایل دورتر از خانواده ام بود و مجبور بودم تمام روز ورقه تصحیح کنم ).

اگر می توانستم با جوانی خودم حرف بزنم، به او می گفتم که سعی کن رویایت را با دیدن افرادی که شغل مورد علاقه خود را دارند درنظر بگیری و تعیین کنی که آیا آنها همانگونه که می خواستند ( از نظر مالی، اجتماعی و نقطه نظر اخلاقی) زندگی می کنند یا نه؟ اشتیاق جوانی من روی یک شغل رویایی متمرکز شده بود اما نمی توانست ببیند ( و شاید هم نمی خواست ببیند ) که چگونه یک شغل می تواند فقط بخشی از اجزای یک زندگی باشد. در حالیکه من هنوز شور و شوق داشتن شغل رویاها را با خودم حمل می کنم آرزو می کنم که ای کاش کمتر درباره شغل و بیشتر روی سبک زندگی ای که می خواستم رویاپردازی می کردم.

خبر خوب این است که بازار کار با طول عمر مفید شغل رویاهایمان یکسان است. ماندن در شغلی برای مدت کوتاه عادی شده است و این در حالیست که امید به شغل مورد نظر همچنان در رزومه شما باقی می ماند، سالها کار کردن برای یک کمپانی به بهانه “وفاداری” امروزه برای کارمندان چندان جالب نیست. تحقیقات جدید نشان می دهد که ماندگار شدن در یک شرایط ثابت برای چند سال کوتاه قبل از تغییر شغل می تواند مهارتهای شما را تقویت کند، یک شبکه بزرگتر ایجاد کرده و در زمان کوتاهتری شما را به درجات بالاتری می رساند.

پس به جای اینکه در یک مسیر مشخص خیالپردازی کنید بهتر است روی تحصیلات مورد نظرتان فکر کنید چون شغل هر کسی سبک زندگی اش را تحت تاثیر خود قرار می دهد. برای مثال موقعیت فعلی من همان رویایی است که من درباره شغل مورد علاقه ام داشتم اما همچنین من به زمانهایی که با پسرم می گذرانم به دور از استرسها و یا ترس از داشتن زمان محدود نیز بسیار ارزش قایل هستم. چند سال پیش من حتی چنین شغلی را – یک شرکت کوچک با کارکنان مجرب و کهنه کار و حرفه ای – حتی به عنوان شغل رویاهای کسی هم تصور نمی کردم.

در حال حاضر هدف پسرم چهاردست و پا رفتن از یک سوی اتاق به سوی دیگر است اما روزی می رسد که او به آرمانهای خود فکر می کند و من سعی می کنم هر آنچه که تجربه کردم را به او بگویم. در حالیکه البته او را تشویق می کنم که به دنبال آرزوها و رویاهای خودش برود با این حال سعی می کنم که به او درباره مفاهیم دیگری از شغل هم آموزش دهم. مثل پول درآوردن، تعادل بین کار و زندگی برقرار کردن و اهمیت شادی در زندگی روزانه.

یکی از دوستانم که مادراست می گفت: ” من با کودکان ۳ و ۵ ساله ام درباره شغل و کارکردن صحبت می کنم. بچه ها می دانند که پدرو مادرشان برای پول درآوردن کار می کنند تا مخارج خانه، غذا، تلویزیون، لباس و تفریح را تامین کنند. ” یکی دیگر از دوستانم به کودک دو ساله اش توضیح می داد که با کارکردن زندگی و آینده اورا می سازد: ” من پسرم را تشویق می کنم که به دنبال رویاهایش باشد و سخت کار کند تا به خواسته هایش برسد. اما همینکه بزرگتر شود ما بحث های بیشتری درباره وضعیت اقتصادی و واقعیت های مسایل شغلی و یا انتخاب رشته تحصیلی و هر آنچه که سبک و آینده زندگی ما را می سازد خواهیم داشت. ”

من امیدوارم که صحبت های این چنینی با پسرم او را هشیارتر کند و به او اعتماد بنفس بیشتری برای انتخاب شغل بدهد همانگونه که من به یاد دارم چقدر زمان برای تغییر فکرم برای “شغل رویاهایم ” سپری می کردم.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *