مواد لازم برای ازدواج

مواد لازم برای ازدواج

در این محدوده سنی فرد باید آمادگی های لازم را برای جست وجوی همراه زندگی خود و قبول مسئولیت در قالب ازدواج پیدا کند.

سن ازدواج بالا رفته و حالا بیش از ۱۱میلیون جوان به سن ازدواج رسیده مجرد داریم. جوان هایی که اگر دیر بجنبند، ممکن است وارد سن تجرد قطعی شوند و دیگر شانسی برای ازدواج به دست نیاورند.

سن مناسب ازدواج از دیدگاه روان شناسی در فاصله ۲۱ تا ۲۸ سالگی است. در این محدوده سنی فرد باید آمادگی های لازم را برای جست وجوی همراه زندگی خود و قبول مسئولیت در قالب ازدواج پیدا کند. این سطح از بلوغ معمولا با بلوغ فکری و آمادگی های لازم برای تامین امکانات زندگی و عقل معاش نیز همراه است و فرد را برای پذیرش عاقلانه و مسئولانه همسر مناسب آماده می کند.
از سوی دیگر، فردی که ازدواج می کند باید احساسات مثبتی درباره زندگی مشترک و تاهل و نقش خود در این تاهل داشته باشد. این احساسات بر پایه منطق و اخلاق فردی، جمعی و مولفه های فرهنگی شکل می گیرد. خود ارزشمندی، احساس اطمینان به خود، معیارهای اخلاقی و انسانی (نظیر اعتماد، وفاداری، راستگویی، ادب، مهارت های ارتباطی) از جمله شرایط ازدواج موفق محسوب می شود.

عبور از فرصت های طلایی
نوجوانان و جوانانی که فرصت های طلایی دوران رشد و تحصیل خود را صرف روابط هیجان مدار و مخفیانه می کنند و پسران و دخترانی که با چنین روابطی، روان پاک و دست نخورده خویش را آلوده می کنند اغلب در دامی که خود در بافتن آن نقش اول را بازی کرده اند برای سالیان سال گرفتار می شوند. چنین روابطی همواره با دروغگویی، مخفی کاری، رقابت و حسادت، گناه و گاه آلوده به کلام و رفتار نامطلوب اخلاقی، فرهنگی و دینی همراه است؛ در چنین بستر آلوده ای انتظار شکوفایی احساسات و افکار سالم در قالب ازدواج موفق، امری محال به نظر می رسد.

بهانه گیری شخصیت های ناپخته
بهانه های اقتصادی و بهانه های اجتماعی هر دو محصول ناپختگی های شخصیتی و رشدی است. خانواده، جامعه، دولت و از همه مهم تر خود فرد با تصمیمات هوشمندانه می توانند زمینه های سلامت و بلوغ همه جانبه جوانان را فراهم کنند و یا برعکس در دام غفلت ها و کوته بینی ها گرفتار شوند و هر یک دیگری را مقصر مشکلات بداند. وجود چنین رفتارها و رویکردهایی با شکوه و گلایه، سرمایه انسانی یک جامعه را در گیجی، گرفتاری و انواع بلایا نظیر روابط خارج از ازدواج، شکست های عشقی، بی هویتی، سوء مصرف مواد و طلاق رها می سازد.

چه مشکلی دارید؟
تصمیم به ازدواج نکردن نشانه وجود یک مشکل در نظام شخصیتی و روانی فرد است مگر آن که به دلایل بسیار ویژه و خاص اصولا ازدواج کردن برای چنین فردی مقدور نباشد. اما رویکرد تربیتی رسمی و به خصوص غیررسمی جامعه و خانواده در این باره بسیار موثر است.
اقتصاد مهم و موثر است تا آن جا که بتوان از عهده معیشت اولیه برآمد؛ اما روحیه تلاش و شکست ناپذیری یک جوان بالغ با تفکر و مبانی شخصیتی سالم، نیرومندتر از هر چیز دیگری است.

این همه آسیب…
نگرش های رایج درباره روابط غیرعرفی پیش از ازدواج و ترس یا ناتوانی برای ازدواج در فاصله سنی طبیعی آن خود نوعی آسیب است. این خود نوعی بیماری است. بیماری از زاویه روان شناسی ازدواج و از زوایه اجتماعی آن. اما این بیماری خود سرچشمه بسیاری از آسیب های فردی، ارتباطی و اجتماعی دیگر است. ناامیدی و احساس تنهایی، سردرگمی و بی انگیزگی احساس خمودگی و اضطراب، بی اعتمادی به خانواده ها، به جامعه، به مسئولان، خشم های پنهان و آشکار و گاه تلاش هایی که برای غلبه غیراصولی بر این احساسات منفی می شود نظیر پناه بردن به مصرف مواد، شرکت در پارتی ها، خودنمایی، پرخاشگری و …

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

4 نظر

  1. محمد

    امیدوارم پاک نشه ، هر چند…… ولی می گم

    شاید بگین مشکل خود ما هستیم مشکل شخصی یا خانوادگی یا هر چی
    اما بدونید وقتی آمار بالا رفت و یه چیزی شد در حوزه ی اکثریت دیگه نمیشه شخصی قلمداد اش کرد
    میگن رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون
    حالا شما هم بیا حساب کن ببین از کجا آب می خوره

    تاریخ رو نگاه کنیم ، تاریخ کشور خودمون . کشور های دیگه رو نگاه کنیم

    به اقتصاد نگاه کنیم ، به اقتصادی که جدای از سیاست نیست
    و به زندگی روزمره ی مردم ، که از اقتصاد و در واقع از سیاست داره تاثیر می گیره

    اقتصاد روی رفتار آدم ها تاثیر میذاره ، رفتار وقتی که همه گیر شد وقتی که عادت شد
    میشه فرهنگ .
    نمیشه با پخش برنامه ها فرهنگی ار رسانه یا نوشتن چند تا مقاله کاری از پیش برد

    چون اقتصاد خرابه ، همه دوست داریم زندگی خودمونو داشته باشیم
    ولی وقتی نمیذارن چی کار کنیم ؟؟؟

    پس اول باید سیاست درست بشه تا اقتصاد درست بشه اقتصاد که درست بشه فرهنگ هم درست میشه فرهنگ که درست بشه جامعه هم درست میشه

    مگه ما چی کار کردیم که زندگی هامون باید سیاسی بشه ؟؟؟؟

    پاسخ
  2. یاس

    نه عزیزم از این خبرا نیست لابد فردا هم اصرار دارید ۳ تا بچه بیاریم مثله این بدبختا زندگی کنیم دلت خوش بابا جون

    پاسخ
  3. جواد

    سطح توقعات افراد از زندگی متفاوته
    من در ۲ محله زندگی میکنم یک شهر و روستا
    خیلی از دوستام ۳۰ یا بیشتره اما ازدواج نکردم ولی تو روستا مون طرف ۲۲ سالشه زن گرفته
    برای خودم جالب بود

    پاسخ
  4. سعید

    با سلام
    توجه بفرمایید که هیچ دختر یا پسری از ازدواج بدش نمیاد.کی دوست نداره زندگیش سروسامون بگیره؟اما بلایی که داره سرمون میاد و اومده از جامعه نشات میگیره.جامعه ای که ریشه هاش پوسیده هست.قربانی این وضع من و شما هستیم.دختر و پسر هم نداره.در روستاها توقعات و خواسته های افراد تا حدودی کمتره اما دوسداشتن و رحم و مروت و مردانگی یخورده بیشتره.اما کلا الان روستاها هم مثل شهرها شدن و زیاد فرقی نداره.آفتی که به جامعه ما زده شهر و روستا نمیشناسه و بدجور واگیرداره.اونچه که مسلمه اینه که فقط با گفتن اینکه من زن نمیگیرم و اینجوری راحتم فقط صورت مسئله رو پاک کردیم و اونچه که از دست میره عمر و جوانی ماست.از ما که گذشت به قول شاعر:روزگارم برخلاف آرزوهایم گذشت.

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *