تعدادی از کاریکلماتور های پرویز شاپور

تعدادی از کاریکلماتور های پرویز شاپور

پرویز شاپور(زاده ۵ اسفند[۱] / ۵ خرداد[۲] ۱۳۰۲ در قم[۳]، درگذشته ۱۵ مرداد ۱۳۷۸ در تهران) نویسنده ایرانی است. شهرت او به دلیل نگارش کاریکلماتور، نوشته‌های کوتاه (اغلب تک خطی) است که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند.
تحصیلات شاپور در رشته اقتصاد بود و به استخدام وزارت دارایی درآمد.

در سالهای ۱۳۲۹ با فروغ فرخزاد، نوه خاله مادرش که یازده سال از او کوچک‌تر بود، ازدواج کرد. آنها اهواز را برای زندگی مشترک انتخاب کردند.[۴] در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ پسرشان به نام کامیار متولد شد که فروغ در اشعار خود به او اشاره کرده، و شاپور نیز از «کامی» به عنوان نام مستعار وی استفاده می‌کرده‌است.[۵] رابطه زناشویی این دو به خاطر دخالت‌های نزدیکان در سال ۱۳۳۴ به جدایی کشید.

شاپور فعالیت روزنامه‌نگاری خود را در روزنامه‌های محلی خوزستان از زمانی آغاز کرد که در آنجا می‌زیست. از سال ۱۳۳۷ به بعد در مجله توفیق با اسم مستعار «کامی»، «کامیار» و «مهدخت» مطلب می‌نوشت. پس از آن در نشریه خوشه به سردبیری احمد شاملو که در دهه ۴۰ شمسی چاپ می‌شد، به فعالیت پرداخت.

پس از جدایی از فروغ، شاپور هرگز دوباره ازدواج نکرد و تا آخر عمر همراه با کامیار و دکتر خسرو شاپور برادرش در یک خانه قدیمی زندگی می‌کرد وی در ۶ تیر ۱۳۷۸ در بیمارستان عیوض‌زاده تهران بستری شد و سرانجام در ساعت ۶ صبح ۱۵ مرداد درگذشت. آرامگاه پرویز شاپور در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران است.

کاریکلماتور کلمه‌ای ترکیب یافته از کاریکاتور و کلمه است که شاملو این نام را برای اولین بار بر برخی از نوشته‌های پرویز شاپور نهاد. تولد کاریکلماتور در ۲۱ خرداد ۱۳۴۶ در نشریه خوشه به سردبیری احمد شاملو بود.
مادر «شاپور» می‌گفت: «۶۰ سال بچه بزرگ کردم، یک کلمه حرف حسابی از دهانش نشنیدم.» ولی همین حرف‌های ناحساب شاپور که با اسم «کاریکلماتور»، از مجموعه ها و جنگ های هنری و ادبی سر در می‌آورد، از بهترین و طنازانه ترین ستون های این مجلات بود. این کاریکلماتور است که اسم شاپور را به ادبیات مدرن ایران سنجاق کرده. در زیر چند نمونه از کارهای شاپور را می خوانیم:

– بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم.
– زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.
– باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده ، به آبپاش مرخصی داد.
– قطره باران غمگین روی گونه ام اشک میریزد.
– فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمی شوند.
– جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.
– بلبل مرتاض روی گل خار دار می نشیند.
– برای مردن عمری فرصت دارم.
– در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.
– قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست.
– رد پای ماهی نقش بر آب است.
– گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند.
– اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم.
– به عقیده گیوتین سر آدم زیادی است.
– با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود ، پارو ساختم.
– با سرعتی که گربه از درخت بالا می رود، درخت از گربه پایین می آید.
– وقتی تصویر گل محمدی در آب افتاد ، ماهی ها صلوات فرستادند.

– ستارگان سکه هایی هستند که فرشتگان در قلک آسمان پس انداز کرده اند.
– دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند.
– پرگاری که اختلال حواس پیدا می کند بیضی ترسیم می کند.
– با اینکه گل های قالی خارندارند ، مردم با کفش روی آن پا می گذارند.
– آب به اندازه ای گل آلود بود که ماهی ، زندگی را تیره و تار میدید.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

3 نظر

  1. حبیب

    – به عقیده گیوتین سر آدم زیادی است.
    واقعا قابل تعمق است یعنی هرکس دنیارا فقط براساس دیدگاه وتفکر خودش میبند و ارزیابی میکند . مصداق ضرب المثل:نیش عقرب نه از ره کین است / اقتضای طبیعتش اینست

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *