چاکراها (قسمت سوم )

چاکراها (قسمت سوم )

مراقبه ی شبانگاهی

در طول این مراقبه ی آرامش بخش، افکار و نفس های تو بر رها شدن و پاکسازی رویدادهای روزانه و آمادگی برای خواب آرام شبانگاهی متمرکز است. تو استحقاق این استراحت و آرامش را داری. ذهن تو آگاهانه می خواهد نیت های تو را به انرژی شفابخش و عشق در درون تو متمرکز کند، همین حالا.

اکنون زمان آن است که چاکرای ریشه ات را به طور کامل پاک و متعادل کنی، ممکن است بخواهی چند نفس عمیق تصیفه کننده بکشی، با هر نفسی که فرو می دهی، حس کن که آرام تر و راحت تر شده ای با هر بازدم اجازه بده تمام موضوعات روزانه که به آنها فکر می کنی را بیرون دهی.

بخواه که تمام نگرانی ها و افکاری که در سلول های حافظه و در سطح هاله ات داری تو را رها کند.

چاکرای ریشه ات را در انتهای ستون فقرات خود ببین که به صورت پروانه ی روشن و شفاف قرمز روشن با نور روح معنوی تو می درخشد.

بگو:«تمام نیازهای من پیشاپیش برایم فراهم شده است. خداوند سرچشمه ای است که به طور کامل و بی نقص تمام نیازهای مادی مرا برآورده می کند و من با مهربانی این موهبت هستی را می پذیرم همین حالا من ایمن هستم من دوست داشتنی هستم».

همچنان که به دم و بازدم عمیق ادامه می دهی، حس می کنی که تمام اعضای درونی ات آرامش یافته اند و هم از درون و هم از بیرون احساس خارق العاده ای شعف و سعادت درونی می کنی. فکر خوبی است که همین حالا تمام موانعی که در راه بهره مندی کامل تو از جوهره ی حقیقی وجودت هستند را، از پیش پا برداری. بخواه که تمام خواسته ها، هدف ها و تمایلات را به نور شفابخش درونی ات واگذاری و بدان که وقتی چنین می کنی همه ی نیازهایت با هماهنگی کامل قرین خواهد شد بخواه تا همین حالا، نور همه ی احساسات  ترس و گناه را که مانع رسیدن به هدف اصلی معنوی تو در زندگی است در خود حل کند.

چاکرای خاجی خود را ببین یا حس کن، ده سانتی متر بالاتر از چاکرای ریشه، مانند جواهری زیبا و درخشان به رنگ نارنجی در تلالوست و نوری سفید از خود می پروراند. بگو: «من اکنون راهنمایی درونم را به سوی هدف الهی هستی به طور کامل می پذیرم و من می دانم که خواست من کاملاً با خواست خداوند برای خوشبختی کامل من همسوست من تمام حمایت خداوند را در تحقق هدف های زیبای زندگی ام می پذیرم ».

حالا در ذهنت تمام برخوردهایی را که امروز با دیگران داشتی مرور کن همه چیز را به فرشتگانت روح مقدس و خداوند واگذار تا کاملاً آزاد و سبکبار شوی. به خودت اجاره بده تا احساساتت را نسبت به خودت بپذیری، بدون هیچ محدودیت و قضاوتی. سپس بگذار بروند و بدان که فقط با پذیرش تمام خطاهایی که امروز مرتکب شده ای همه ی آنها پاک می شوند و تبدیل به ابزار دگرگونی تو به سوی رشد و بهترین وضعیت خواهند شد.

اشتباه نیاز به تصحیح دارد، نه تنبیه حالا تو آگاهانه اجازه می دهی که درس های رشد و بالندگی به صورتی کامل و به ترتیبی الهی به سوی تو بیابد.

اگر حس می کنی که فردی انرژی تو را تضعیف می کند، به طور ذهنی رابطه ی فراوانی و اتری میل خود و او را قطع کن. بخواه که او را برای این که انرژی تو را تخلیه می کند ببخشد و همین حالا او را به نور واگذارد. به طور کامل از تمرکز بر ویژگی های شخصیتی افراد دیگر و خود دست بردار و به جای آن بر یگانگی حقیقی روح خویش با قلب الهی تمرکز کن.

وقتی از تمام مرکزها بر ویژگی های شخصیتی افراد و جدایی با دیگران دست برداشتی می بینی که چاکرای شبکه ی خورشیدی ات شفاف تر و درخشان تر می شود، تا حدی که  مانند خورشید کوچک کاملی در یک صبح بهاری می درخشد. اگر حس می کنی که امروز دیگری تو را آزار داده است یا به خشم آورده است، این جمله تاکیدی شفابخش را تکرار کن:«من می خواهم آن بخش از وجودم را که با فکر کردن به تو آزرده می شود رها کنم».

نفس عمیق  دیگری بکش و این جمله تاکیدی را بگو:«همه ی افراددر زندگی من در هدف لذت بردن من از عشق حقیقی سهیم هستند. من با روحی یگانه که حقیقت تمام چیزهایی است که خدا آفریده، در هم آمیخته ام. من با تمام هستی یگانه، یگانه، یگانه هستم و از این حقیقت سپاسگزار و شکرگزار هستم ».

حالا بخواه که فرشته ی مقرب با انرژی شفابخش خویش قلب تو را در بر بگیرد و هر گونه تیرگی را از قلب تو بزداید. فرشتگان در بعدی بدون زمان و مکان زندگی می کنند. از این رو می توانند در یک زمان در مکان های مختلف و با افراد متعدد باشند فقط با درخواست کمک و حمایت از فرشته ی مقربت، او بلافاصله در کنار تو ظاهر خواهد شد. بخواه که هر تیرگی، سنگینی و یا کینه ای را به فرشته ی مقربت واگذاری تا او آن را به نور بسپارد و تصفیه و تبدیل به نیکویی کند.

ببین یا حس کن که قلبت در نور گرم و روشن عشق الهی احاطه شده است.

چاکرای قلبت را مانند زمرد درخشان سبز زیبایی ببین، که کامل و ملایم می چرخد. بگو: «من می خواهم در ذهنم خودم را با رها شدن از این اشتباهات در ذهنم، آرامش ذهنی ام را بازیابم، من می خواهم که اثر تمام این اشتباهات از طرف تمام افرادی که به آنان مربوط است برای همیشه فراموش شود ».

پس از نفس عمیقی،  خودت را ببین یا حس کن که در میان گروهی از فرشتگان قرار گرفته ای و آنان تو را در آغوش گرفته اند بخواه که خاطره ی تمای چیزهایی که امروز گفته ای، اندیشیده ای، شنیده ای یا خوانده ای را به آنها بسپاری. از این ارتباط ها مانند دور انداختن روزنامه ی دیروز جدا و رها شو، دیگر نیازی به آن نداری، چون مثل خبرهای قدیمی می مانند. بگذار فرشتگان این روابط را به سوی نور ببرند، جایی که امروز کامل تصفیه و تبدیل به عشق ناب شوند.

ببین یا حس کن که چاکرای گلویت مثل حلقه ی شفافی به رنگ آبی کمرنگ مایل به سبز با نور و روابط عاشقانه و دوست داشتنی بی وقفه می چرخد.

راه های ارتباطی ما، در رویاهای شبانه به این ترتیب گشوده می شود. پس نفس عمیقی بکش و بگو: «من می خواهم و تصریح می کنم که امشب رویایی خواهم دید، که کاملاً در خاطرم بماند، که در آن رویا تمام موانع به سوی رابطه ای کامل و الهی به طور کامل از پیش پای من برداشته خواهد شد من می خواهم و تصریح می کنم که تمام کارهای مربوط به روابط من حالا در تمام جهات زمانی در تعادل است».

وقتی آرام و آرام ترشدی و آماده ی خواب شبانه ی آرامش بخشی شدی بگو: «من به راهنمایی ها و درس هایی که امشب در رویا دریافت می کنم خوشامد می گویم، من آگاهانه از ترس ها و تردید ها و قید و بندهایم که مرا از لذت بردن در عرصه ی معنوی باز می دارد، رها می شوم. من از فرشتگانم می خواهم تا به من کمک کنند هر آنچه واقعی، حقیقی و از عشق است را ببینم.»

سپس با نفس عمیق دیگری، بگذار حس شنوایی معنوی تو کاملاً در برابر اصوات هماهنگ خرد الهی، عشق فرشتگانت و راهنمایی های خود برترت و موسیقی نا میرای افلاک شنوا و حساس باشد. بگو:« من واژه ی عشق را به روشنی و راحتی در می یابم و راهنمایی الهی که به سوی من جاری است را می شنوم. همین حالا، گوش های معنوی من گشوده است ».

سپس، چشم سوم خود را ببین و حس کن که به طور کامل گشوده است و مانند چشمی روشن و دوست داشتنی در برابر توست و باپذیرش این که تو روحی یگانه با حقیقت هستی تو را می نگرد. رنگ های آبی تیره این چاکرا را ببین که با شعاع هایی از نوری سفید و ارغوانی در هم آمیخته است و کاملاً متعادل و پاک و هماهنگ است، بگو: «من ایمن هستم که ببینم، من عاشق دیدن انوار زیبای فرشتگان شفابخشم هستم. من به آنچه می بینم باور دارم، می دانم که در نهایت خیر من است ».

وقتی تو به طور کامل هر تنش باقیمانده را به روح مقدس درونت واسپردی، بدان که تبدیل به آن وجود آرام و دوست داشتنی که در حقیقت هستی، شده ای. پس از نفس بسیار روح افزا و عمیق و پاک کننده، حالا به سراغ گشودن چاکرای تاجی می روی که بر فراز بدن جسمانی، هاله ای و انزی تو قرار دارد. همان طور که ارتباط ابدی خود را با تمام هستی تحسین می کنی، چند نفس عمیق بکش.

چاکرای تاجی خود را پاک و درخشان ببین یا حس کن. حلقه ی بنفش ارغوانی در قسمت بالایی درون سرت.

بگو:«من با اطمینان کامل می خواهم که جریان مداوم خرد الهی همین حالا در خود آگاه من جریان پیدا کند. من این هدایت الهی را دوست دارم و به آن خوشامد می گویم، من می خواهم در تمام زمینه ها به خردبرتر خود دست یابم، من لایق خیر و نیکویی هستم. من لایق عشق و مهر هستم. من استحقاق موفقیت و کامیابی را دارم ».

حالا آماده ی خوابی آرام و شفابخش هستی که سرشار از رویاهایی عالی از زیبایی و خرد بالنده است خانه ی خود را در میان نوری سفید رنگ ببین یا حس کن و از چهار فرشته ی نگهبان بخواه تا درطول شب در اطراف خانه ات باشند.

امکان ندارد هیچ آسیب و گزندی بتواند از نگهبان هوشیارانه ی این نگهبانان قابل اعتماد بگذرد. حالا در امنیت کامل می توانی استراحت کنی. از فرشتگانت، خود برتر روح مقدس، و خداوند برای تمام آنچه هستی و داری سپاسگزاری کن تو برای شبی فوق العاده و خوابی عمیق و آرام و کامل هستی، خوابی که برای فردا صبح تو را سر حال و پر توان خواهد کرد.

شب به خیر، خواب های خوب ببینی!

گشودن چاکرای قلب

زمین مسیری صعودی دارد. خود آگاه ما هم مسیری صعودی دارد. ما به خاطر داریم که وجودی از عشق و نور بودیم که با خداوند یگانه بودیم. این فراروی جمعی نشان می دهد که چاکراهای ما گشوده و پاکیزه می شود در دهه ی ۱۹۴۰ تا ۱۹۵۰ جوامع انسانی درگیر غلبه بر خواسته ها و نیازهای چاکرای ریشه در مورد پول و امنیت بودند در دهه ی ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ ما در کار مهار مسائل مربوط به چاکرای خاجی در مورد سکس، اعتیاد  و تمایلات جسمانی دیگر بودیم.

در دهه ی ۱۹۸۰ افکار ما به سوی مسائل مربوط به چاکرای شبکه ی خورشیدی در مورد قدرت و سلطه معطوف شد.

حالا در آغاز قرن جدید، رسالت ما روشن است، ما نیز به تلاش جمعی برای غلبه بر هراس های مان از عشق داریم، تا بتوانیم  چاکرای قلب مان را کاملاً پاک و گشوده کنیم. چاکرای قلب زمین اکنون گشوده است و خود را به سطح عشق ناب الهی می رساند.

وقتی چاکرای زمین به طور کامل گشوده شود، هیچ درگیری ای روی زمین نخواهد ماند. رویدادهای زمین دیگر از هیچ چیز که زائیده ترس باشد نشانی نخواهد داشت.

مانند روشنگران، اولین هدف ما شفای خودمان است تا بتوانیم دیگران را هم شفا دهیم، وقتی چاکرای قلب مان را به طور کامل در برابر عشق الهی گشودیم، دیگران متوجه درخششی که به طور طبیعی از اعماق درون ما به بیرون می تراود خواهند شد. حتی آنان که اصلاً از معنویت آگاهی ندارند هم به سوی نور و عشق وجود ما جذب خواهند شد. آنها متوجه چیزی «متفاوت» در سرشت آرامش بخش ما خواهند شد. درخشش نور عشق الهی برانگیزنده ی خاطره ی فراموش شده ی خداوند است.

پس رسالت اساسی روشنگران در حال حاضر این است که ترس از عشق را بزدایند به طوری که نور ما بتواند برادران و خواهران خفته ی ما را بیدار کند.

چاکرای قلب بر اثر ترس ها و هراس های مربوط به عشق تیره و آلوده و کوچک و بسته شده است به نظر می رسد همه از روابط خود در رنج هستند، چه رابطه ی عاشقانه، چه خانوادگی، و چه روابط افلاطونی این رنج باعث می شود که از عشق بترسیم اما چون جوهره ی هستی است، این ترس باعث می شود که ما ارتباتمان را با جوهره ی حقیقی هستی از دست بدهیم.

ما گیج و سرگردان می شویم و دیگر نمی دانیم عشق حقیقی چه حسی است وقتی از عشق بترسیم، ما از خود بودن می ترسیم.

ترس از عشق باعث می شود که حالت تدافعی و آزارنده و مهاجمانه ای به خود بگیریم. ما به شدت از آسیب دیدن، فریب خوردن، سوء استفاده و سلطه ی دیگران می ترسیم به حدی که دریچه های قلب مان را برای دریافت هر گونه تجربه ی عشق بسته ایم متاسفانه وقتی ما دریچه ی قلبمان را بر عشق ببندیم، راه آگاهی از سخنان خداوند از طریق شهود را هم بر خود می بندیم. جالب این است که این شهود راهنمای قابل اعتمادی است که در روابط باعث سر بلندی ما می شود و از ما حمایت می کند وقتی ما آگهی از هدایت الهی را بر خود می بندیم، هشدارهای فرشتگان را هم در مورد روابط سوء استفاده آمیز را نخواهیم شنید.

در این جا مراقبه ای شفا بخش از طرف فرشتگان به من داده شده است که ترس های مان را درباره ی عشق از خود دور کنیم و همه با هم چاکرای قلب مان را درباره ی عشق از خود دور کنیم و همه با هم چاکرای قلب مان را پاک و گشوده کنیم. بد نیست این مراقبه را ضبط کنی با موسیقی ملایمی در زمینه ی آن، بتوانی به راحتی روزی یک یا دوبار به آن گوش دهی.

مراقبه ی چاکرای قلب

با چشمانی بسته، و در حالتی راحت و آسوده، چند نفس عمیق بکش. تصور کن که ابری از نور سبز روشن تو را احاطه کرده است. وقتی نفست را فرو می دهی، انرژی شفابخش را به درون می بری، این انرژی را به درون ریه هایت به سلول هایت به درون قلبت.

وقتی می گذاری نور سبزرنگ همه ی چیزهای منفی که باعث احساس رنج تو می شود را پاک کند، بر قلب خود تمرکز کن.

با نفس عمیقی، بگذار نور تمام ترس های تو را در مورد عشق با خود ببرد. بخواه تا از هراس عشق ورزیدن رها شوی. هیچ کاری به جز نفس کشیدن و تمایل و خواست برای رهایی از هراس و ترس از عشق نباید بکنی. فقط بخواه که شفایابی خداوند و فرشتگان همه کار خواهند کرد نفس عمیق دیگری بکش بخواه تا از هراس محبوب قرار گرفتن و احساس این که در صورتی که کسی تو را دوست بدارد تو را می فریبد، گول می زند، از تو سوء استفاده می کند، تو را ترک می کند، طرد می کند، آزار می دهد یا به هر شکل دیگری آسیب می زند رها شوی. با نفس عمیق دیگری، بگذار تمام این ترس ها، متعلق به هر دوره از زندگی تو برآیند و بیرون بروند.

حالا، بگذار نور تمام ترس های تو را از عشق ورزیدن پاک کند با نفس عمیقی، این هراس را که با عشق ورزیدن ممکن است تحت سلطه قرار بگیری، آزرده شوی، فریب بخوری، خیانت ببینی، مصدوم شوی یا به هر نحو دیگری آسیب ببینی از خودت دور کن.

بگذار این ترس ها طوری بیرون بیایند که گنجایش حقیقی قلب تو برای عشق ورزیدن روشن شود. از هر کینه ی کهنه ای نسبت به افرادی که در گذشته در رابطه ای عاشقانه به نظر رسیده است که به تو صدمه زده اند رها شو. بخواه تا کینه ات و هر نوع احساس آزاد و ناخوشنودی در مورد عشق که از آنها دیده ای، پاک شود و به کلی از یاد برود. نسبت به مادر … پدر … به بزرگسالان دیگر دوران کودکی ات … به خواهر و برادرهایت … به دوستان دوران کودکی ات … به دوستان دوران نوجوانی … به اولین عشقت … به کسی که با او آشناشده ای و دوستش داری … به هر کس که با او زندگی می کنی … و نسبت به همسرت …

تو نیازی به رنجش و آزردگی نداری. با نفس عمیق دیگری، تمام این آزردگی ها به نوری پاک و دگرگون تبدیل می شود. فقط درس هایی که از هر رابطه و جوهره ی حقیقی عشق که در هر یک از این رابطه ها بوده است، باقی می ماند. چون این تنها چیزی است که ماندگار است و حقیقت درونی هر رابطه است. حالا با نفس عمیق دیگری، بگذار نور تو را پاک کند. بگذار از هر کینه ای که در مورد عشق نسبت به خودت داری رها شوی. بخواه تا برای خیانت به وجودت، برای نادیده گرفتن شهود درونی و برای آن که در بگیر، چه در ذهن چه در بغل. به خود درونی ات اطمینان بده که هرگز دیگر خیانت به خویشتن را تکرار نکنی.

حالا باید متعهد شوی که از شهود و بصیرت خود پیروی کنی تا هرگز درگیر یا اسیر روابط عاشقانه آزارنده نشوی. از کینه ای که بر اثر درگیر رابطه با خودت. با نفس عمیق و پاک کننده ی دیگر، حس کن که شفا یافته ای  و آماده لذت بردن از عشقی حقیقی به آنچه واقعاً هستی باش.

تجسم هایی برای پاکسازی چاکراها

علاوه بر مراقبه، بینش درونی ات هم می تواند چاکراها را پاک و متعادل کند تجسم هم به عنوان مهمترین یاور مراقبه عمل می کند و هم می تواند جانشینی برای آن باشد.

من اغلب از تجسم ها برای پاکسازی چاکراهایم در هنگامی که عجله دارم استفاده می کنم مثلاً قبل از جلسه ی شفابخشی بدون برنامه ی قبلی.

در این جا هفت تجسم را که بسیار موثر یافته ام برایت آورده ام:

۱- نور سفید

در چشم ذهنت شعاع نور عظیم و روشنی را تجسم کن که نوری سفید و درخشان از آن به بالای سرت می تابد. تا از آن جا که می توانی نور را درخشان تصور کن. مانند چندین لامپ روشن هالوژن.

ببین که نور از بالای سرت وارد می شود و هر تیرگی و آلودگی را از چاکراهایت پاک می کند. چاکرای تاجی در بالای سرت، چاکراهای گوش در دو طرف سرت، و چاکرای چشم سوم بین دو چشم واقعی ات، چاکرای گلو، چاکرای قلب، چاکرای شبکه ی خورشیدی در پشت ناف و چاکرای خاجی چند سانتی متر پایین تر از ناف و چاکرای ریشه در انتهای ستون فقرات

با چشم درونت، ببین که تمام چاکراها روشن می شوند و از لحاظ اندازه متناسب و متعادل می شوند.

۲- گوی های بلورین

هشت گوی زیبای بلورین را تصور کن که روی همدیگر قرار گرفته اند، گوی ها از بالابه پایین به این ترتیب هستند.

-قرمز سیر

-سرخابی

-آبی تیره

-آبی روشن

-سبز روشن

-زرد درخشان

-نارنجی روشن

-قرمز سیر

ببین که گوی های بزرگ تر، روشن تر و درخشان تر و بیشتر و بیشتر نورانی می شوند. تصور کن که همه ی آنها آنقدر بزرگ شوند تا همه به یک اندازه باشند. مجسم کن که گوی ها شفاف هستند و رنگ هایی روشن و درخشان دارند. بدون هیچ لکه ای بر بدنه ی بلورین.

۳- جارو برقی

تصور کن که جارو برقی عظیمی از فزار ابرها آمده است. این جاروی مکنده ی بزرگ طوری طراحی شده که همه ی تیرگی ها و انرژی های منفی را در خود فرو می کشد. تصور کن که این جارو برقی وارد سر تو شده است، از طریق چاکرای تاجی بر فراز سرت. تصمیم بگیر که در کدام منطقه درجه ی آن را روی کم، متوسط یا زیاد یا سرعت بسیار بالا تنظیم کنی. تو می دانی این جارو برقی را طوری هدایت کنی که تمام تیرگی ها را در محل های مشخصی در چاکراهای تو پاک کند، یا می توانی از آن بخواهی که تمام بدن مادی و بدن نورانی تو را پاک کند.

۴- تنفس رنگ ها

وقتی نفس عمیق می کشی، تجسم کن که هوایی به رنگ سبز را فرو می دهد. وقتی هوا را کاملاً بیرون دادی، تجسم کن که بازدمی به رنگ زرد داری. بار دیگر تصور کن هوایی به رنگ آبی را تا جایی که می توانی عمیق فرو بده و در بازدم رنگ نارنجی را بیرون بده. سپس رنگ ارغوانی را تنفس کن و ببین که رنگ ارغوانی وارد تمام سلول ها و جریان خون تو شده است سرانجام رنگ قرمز را بیرون بفرست. این جریان را سه بار تکرار کن.

۵-پرواز در میان ذرات نور

تصور کن که سوار هواپیمایی ذهنی هستی و پرواز می کنی، آسمان مثل مخملی به رنگ آبی تیره با ستارگانی درخشان در پشت سرت گسترده شده است، در درون و در اطراف تو ذرات درخشانی از نور است که مدام همدیگر را قطع می کنند و مانند نوارهایی از چراغ های رنگی نئون هستند. این نورها شکل هایی مانند شبکه هایی را ایجاد می کنند که تو می توانی به راحتی میان آنها پرواز کنی.

ببین که درون شبکه هایی به رنگ قرمز پدیده ای، وقتی خیلی نزدیک به ذرات نور قرمز شدی، صدای جریان الکتریکی درون آنها را می شنوی با پرواز از میان این شبکه، حس کن تمام مسائل مربوط به دنیای مادی از جمله پول، موقعیت و شغل با ارتعاشات نور قرمز همه پخش و گم می شوند.

سپس وارد شبکه های نارنجی رنگی می شوی و وقتی در میان این شبکه ی درخشان پرواز می کنی، احساس می کنی از تمام مسائل مربوط به جسمت رها شده ای. بر میگردی  ومی بینی که تمام نگرانی ها و علائق تو به جسمت، مانند هر نوع اعتیاد، به آن شبکه ای که از درون آن عبور کرده ای چسبیده است. همه ی مسائل مربوط به جسم تو حالا برطرف شده است.

با آه بلندی که از سر آسودگی می کشی، خودت را می بینی که از میان شبکه ای از ذرات نور به رنگ زرد عبور می کنی، تو می بینی و حس می کنی که ذرات نورانی زرد، هر نوع ترس و نگرانی باقیمانده در مورد قدرت و مهار و تسلط را از بین می برند. درست مثل یک پادری که جلوی در می اندازند، این نورها هم تمام آلودگی و سنگینی را از روان تو پاک می کنند.

سپس به میان شبکه هایی به رنگ سبز می روی، تو از گردش مداوم در میان این شبکه ها و نشان دادن مهارت پروازت لذت می بری. با عبور از هر شبکه ی سبز، حس می کنی که قلبت سرشار از گرمای عشق همگانی می شود. بیت که این شبکعه های سبز چگونه تمام ترس های تو را در مورد دوست داشتن از دلت می برند.

با احساس سرزندگی و نشاط، به شبکه های مرتعش آبی نزدیک می شوی، تو نوای آسمانی افلاک را که از این شبکه های روشن آبی به گوش می رسد می شنوی، حس می کنی که آواز می خوانند وقتی به شوق و حرارت بسیار با آنها هم صدا می شوی، با موسیقی شبکه های آبی رنگ، احساس می کنی که  گلویت برای بیان کامل هر چه می خواهی کاملاً باز است.

به طور ناگهانی به سوی شبکه ی آبی لاجوردی که توجهت را جلب کرده تغییر مسیر می دهی، زیبایی ذرات نور آبی درخشان در میان آسمان تیره ی مخملی شب چنان است که نفس در سینه ات حبس می شود. تو در اطراف و درون این شبکه ی آبی لاجوردی می گردی، حس می کنی با نیروی ی جاذبه ی شبکه های آبی رنگ تمام ضربان مداومی از یگانگی، یگانگی، یگانگی دارد و تو حس می کنی که چشم سومت با هر یک از این ضربان گشوده تر می شود.

اطرافت را نگاه می کنی، رنگ های آسمان روشن تر از قبل دیده می شوند. در سمت راست، شبکه ای به رنگ سرخابی می بینی و به سوی آن پرواز می کنی تا آن را ببینی. از این شبکه ی سرخابی نوایی خوش آهنگ مانند زمزمه های فرشتگان شنیده می شود. وقتی در میان شبکه پرواز می کنی، در می یابی که شنوایی ات به شدت تیز شده است. هر نوایی، هر موسیقی آسمانی را که در این شبکه می شنوی و سپاسگزاری که حس شنوایی معنوی تو اکنون کاملاً بیدار شده است.

با شادمانی، پرواز می کنی و تا شبکه ای به رنگ قرمز تیره چشمت را می گیرد. شبکه ای به رنگ ارغوانی تیره، که مانند            حباب های نئون می درخشند و به طور شگفت انگیزی زیبا هستند.

تو فوراً به طرف این شبکه ها پرواز می کنی و از میان چهار گوش های آن رد می شود، متوجه می شوی که سبک تر و سبک تر و بهتر و بهتر شده ای. حس آرامش و رهایی را که سال ها بود تجربه نکرده بودی لمس می کنی.

احساس فوق العاده ای داری، پرواز کنان به زمین باز          می گردی، به کشورت، به شهرت، به خانه ات. چشمانت را باز           می کنی و بازوهایت را می گشایی احساس خیلی خوبی داری، احساس سرزندگی و معنویتی بازیافته.

۶- معبد شفا

چشمانت را ببند و چند نفس عمیق بکش. تصور کن که دو پیکر نورانی در برابرت ایستاده اند. این دو موجود نورانی تو را خیلی دوست دارند و تو عشق بی قید و شرط و بدون هیچ داوری آنان را که نثارت می شود حس می کنی. آنها می دانند که تو که هستی و  می دانند خودشان کیستند آنها دست تو را می گیرند و تو به راحتی به دنبال آنها می روی زیر پایت را نگاه می کنی و می بینی که شما سه نفر در هوا پرواز می کنید. حس اتاقی که در آن بودی از بین رفته است. حالا فقط این دو موجود را می بینی. به خودت نگاه می کنی و می بینی که ردای سفید درخشانی پوشیده ای این راحت ترین و متناسب ترین لباسی است که تا به حال پوشیده ای.

خودت را در معبد با سقف گنبدی می بینی، موجودات نورانی تو را راهنمایی می کنند تا روی سکوی گرد بلندی بایستی می بینی که پنجره هایی کمانی بر بالای سقف معبد است. هر پنجره شیشه ای به رنگ جواهری خاص دارد. همان موقع شعاع نوری قوی از پنجره ی سرخ رنگ بر تو می تابد و می بینی که نور سرخ تو را در بر گرفته است.

موجوادات نورانی از تو می خواهند که نفس عمیقی بکشی. وقتی نفست را بیرون می دهی، جریانی از نور از پنجره ای دیگر می تابد و تو از نور نارنجی رنگی پوشیده می شوی. موجودات نورانی تو را راهنمایی می کنند که آهسته در جهات گردش عقربه های ساعت بچرخی تا نور نارنجی بر تمام بدن تو بتابد. وقتی این نور به پایان رسید، نور زرد درخشانی از دریچه ی دیگری می تابد، بدنت مانند خورشید زرد و درخشان می شود و احساس گرما و عشق می کنی.

سپس نور از دریچه ی سبز رنگ می تابد و از دست هایت که نور سبز می درخشند شگفت زده می شوی.

سپس، نور از پنجره ی آبی جاری می شود، تو در رنگ آبی زیبایی غوطه ور می شوی که تو را با یاد آب زلال دریاچه می اندازد. موجودات نورانی به یادت می آورند که نفس های عمیق بکشی. وقتی این کار را می کنی ناگهان نور درخشانی از پنجره ای به رنگ آبی لاجوردی می تابد، تمام بدن تو از این نور پوشیده می شود و تو می بینی که پوستت در این نور چه شکوهمند دیده می شود.

جریان نور بعدی از پنجره ای به رنگ سرخابی می تابد و حس می کنی با انرژی این نوری که تو را فرا گرفته از جا بلند می شوی. سپس نوری ازدریچه ی ارغوانی می تابد وناگهان حس می کنی که نوایی در معبد می پیچد، تو و موجودات نورانی را سربلند می کند و می بینید که صدها فرشته ی زیبا در اطراف تو پرواز می کنند.

آنها با شیرینی عشق به تو لبخند می زنند و تو با مهر به همه ی آنها لبخند می زنی، نور معبد را در بر گرفته است و هم زمان از تمام پنجره ها به درون می تابد. می بینی که رنگین کمانی از انوار آن جواهرات روی شیشه ها گرداگرد فرشتگان، موجودات نورانی و تو می گردد.

موجودات نورانی دست دراز می کنند و تو را از سکویی که بر آن ایستاده ای همراهی می کنند وقتی  آنها تو را به طرف اتاقت راهنمایی می کنند حس می کنی که چقدر احساس خوشایند سبکی داری. وقتی چشمهایت را باز می کنی، می دانی که همین حالا در معبد شفا از نو جوان و توانمند شده ای.

۷- گشاینده ی چشم سوم

تصور کن که نورهای طلایی و درخشانی تو را احاطه کرده است در این نور درخشان  تنفس کن تا درون سرت کاملاً از این نور پر شود. نفست را بیرون بده و با نفس بعدی، ببین که این نور درخشان تبدیل به طنابی محکم و ضخیم شده است. ببین که این طناب ضخیم و درخشان از برابر چشم سوم تو گذشته است. این طناب بافته از نور را ببین و حس کن، که از بین دو چشمت از درون سرت می گذرد و وارد اتاق می شود. نفس عمیقی بکش و طناب نور را به درون دهانت ببر و دوباره آن را به چشم سومت برگردان.

وقتی چشم سومت را با این طناب نور پاک می شود کمی احساس فشار می کنی، اگر چشم سومت مدت ها یا شاید در تمام عمرت بسته بوده باشد، عبور طناب دردناک خواهد بود. نفس عمیق بکش تا هر نوع درد و ناراحتی را در این مرحله از پاکسازی چاکرا از خودت دور کنی.

وقتی حس  کردی که کافی است تصور کن که نوری درخشان و طلایی با دم در اتاق آزاد می کنی، ببین  که چشم سومت با شادمانی گشوده است، شادمان از گشوده شدن در برابر حقایقی که اکنون راهنمای تواست.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

1 نظر

  1. فرانک

    با درود، لطفن لینک مطالب قسمت نخست و دوم را قرار دهید تا ما که تازه با این سایت آشنا شده ایم از آن بهره مند شویم. با سپاس. کامیاب باشید

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *